حسن بن نوح القمري البخاري

104

كتاب التنوير (فارسى)

خ خايهء نيم‌برشت خايه تخم ماكيان ( تخم‌مرغ ) و خايه نيم‌برشت ( چنان كه امروز گويند ) : تخم‌مرغ نيم‌رو مىباشد ، و اين از اصلاحات ابن سينا مىباشد در قانون . خرفه وزن طرفه ( پارسى ) تره‌ايست و نام ديگر آن : پرپهن مىباشد و معرب آن ( فرفخ ) است . در خوزستان پرپين گويند . و بتازى آن را : « بقلة الحمقاء » خوانند . خشار بضم اول ( پارسى ) پيراسته و پاك كرده‌شده ، و خشاره نيز به همين معنى است . و آنچه از فلزات كه به كار نيايد ( قراضه ) . آنندراج خشك‌ريش بر همهء زخمهاى خشك گفته مىشود ، و نام زخم و بيمارى ويژه‌ايست . خوانيق بحه ، دبيه ، لوزتان . در قانون گويد : « فصل فى الخوانيق و الذبح ، ان - الاختناق هو امتناع نفوذ النفس الى الريه و القلب . . . » قانون . خون‌كت ( كذا ) گويا : لت باشد بفتح لام يعنى : لخت و پاره يعنى : پارهء خون و لخت خون ؟